تبليغاتX
به نام خدای دلتنگی ها
به نام خدای دلتنگی ها
ماه !
      تولدم مبارک
  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 (12:24)

سلام دوستان

امروز روز تولدمه

تاریخ تولد بهانه ایست تا فراموش نکنیم

آمدنمان را

تولدددددددددددددددددددددم         مباررررررررررررررررررررررررررک

 

| نوشته شده توسط یه دلتنگ
      سهراب
  دوشنبه هجدهم آبان 1388 (14:41)

هر کجا هستم باشم آسمان مال من است

پنجره ُفکرُ هواُ عشقُ زمین مال من است .

چه اهمیت دارد ذگاه قارچ های غربت؟

| نوشته شده توسط یه دلتنگ
     
  شنبه بیست و پنجم مهر 1388 (10:2)

سلام

 

تولد وبلاگم مبارررررررررررررررررررک

وبلاگم یک ساله شدددددددددددددددددددددددد

 

| نوشته شده توسط یه دلتنگ
      ...
  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 (1:52)

خداااااااااااااااااا

ااااااااااااااااااااااا

ااااااااااااااااااااااااا

اااااااااااااااااااااااااااا

اااااااااااااااااااااااااااااا

اااااااااااااااااااااااااااااااا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

| نوشته شده توسط یه دلتنگ
      نگاه کن
  جمعه سیزدهم شهریور 1388 (0:28)
به هر آن چه در اطراف توستُ دوباره نگاه کن!

گویی برای اولین بار است که دنیا را میبینی!

 

 

از کنار وقایع ُ ملاقات ها و مسافرت ها ُ طوری عبور

کن که گویی آخرین بار است که تجربه شان میکنی!

| نوشته شده توسط یه دلتنگ
      یادته ؟؟؟
  سه شنبه سوم شهریور 1388 (0:13)

یادته وقتی لی لی بازی می کردیم

وقتی سنگ من می افتاد روی خط

تو نمی دیدی و می گفتی بازی کن

یادته وقتی می خواستیم از روی نهر

 آب بپریم دستمو می گرفتی تا پام

لیز نخوره و بیافتم تو آب

یادته وقتی یه پروانه می دیدم و

می گفتم چه پروانه قشنگی

بدوبدو می رفتی و اونو واسم میگرفتی

اما دلمون نمیومد که نگهش داریم

باهم اون پروانه قشنگ و آزاد میکردیم

یادته وقتی دوتایی روی یک صخره

میشستیم و با خدا حرف می زدیم

می گفتیم خدا جون هیچ وقت ما

دو تا رو از هم جدا نکن

یادته وقتی می گفتی که هیچ وقت

 تنهام نمیذاری . . . . . یادته؟

      اما

اما الان که دنیای کودکی مون تموم شده

و بزرگ شدیم َ

 وقتی لی لی بازی می کنیم میگی

سنگت افتاد روی خط سوختی

وقتی می خوایم از روی نهر آب

بپریمُ جولوتر از من می پری و

میگی مگه بلد نیستی بپری!

وقتی یه پروانه می بینم و میگم

 چه پروانه قشنگی

برمیگردی و میگی اون فقط یه پروانس!

الان وقتی دوتایی روی یک صخره

میشینیم تا با خدا حرف بزنیم

میگی خدا این چه زندگیه

اما من با چشمای پر از اشکم میگم

 خدا جون پس چی شدحرفای

دنیای کودکی مون

میگم کاش هنوز بچه بودیم تا

هیچ وقت مهربونیا از بین نره

خدا جووووووووووووووووون!

 

 

 

 

 

 

خودم

| نوشته شده توسط یه دلتنگ
     
  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 (13:54)

زیبا ترین حکمت دوستی به یاد هم بودن است

نه در کنار هم بودن.

 

| نوشته شده توسط یه دلتنگ
      دل تنگی . . .
  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 (19:52)

دلتنگی هایم را با کدام قایق خیالی روانه ی

دل دریایی ات کنم تا بدانی دلتنگتم!

 

| نوشته شده توسط یه دلتنگ
      نجوا ...
  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 (19:47)

خدایا ما اگر بد کنیم تو را بنده خوب بسیار است

و تو اگر مدارا نکنی

ما را خدای دیگر کجاست!

| نوشته شده توسط یه دلتنگ
      آسمان
  یکشنبه یازدهم مرداد 1388 (1:37)

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند، آسمان را دریاب!

| نوشته شده توسط یه دلتنگ